X
تبلیغات
طرفداران حمید محمدی - اندرحکایت سوژه دار بودن

مصاحبت و مصاحبه شهريوري‌مان با حميد محمدي كه 6 سال است از همهمه رنگ‌ها عبور كرده تا كبوتر خبر را در هياهوي هماوردي ورزشكاران در سينه هواداران و ورزش دوستان پر و بال دهد در شب عقد‌كنان حامد غفاري 
ـ ديگر گوينده خبرهاي ورزشي سيما ـ‌ خوش گذشت... 
محمدي 12 بهمن 1362 در كرج به دنيا آمده و از شهريور 82 به صف گوينده هاي راديو پيوسته است. نخستين گزارش‌هاي اجتماعي‌اش از راديو البرز شنيده شد. 2 سال بعد پس از حضوري كوتاه در قاب تصوير شبكه فرامرزي جام‌جم، روانه كانال‌هاي داخلي تلويزيون شده تا همچنان يك پاي ثابت خبرهاي ورزشي بماند. اين گوينده جوان فارغ‌التحصيل مهندسي مكانيك از دانشگاه آزاد اسلامي زادگاهش است.



سربازي‌تان تمام شد؟

بله. اول تير تمام شد.

پس از حالا به بعد مي‌توانيد با خيال راحت سرباز خبر بمانيد؟

ان‌شاءالله.

اجباري در خبرهاي ورزشي؟

هرچه در ذهنم جستجو مي‌كنم چيزي يادم نمي‌آيد. فكر نكنم اجباري داشته باشم. در دايره اختيار عملي كه داريم مي‌توانيم هر كاري انجام بدهيم و دست‌بسته نيستيم به شرط اين كه يادمان باشد براي كجا كار مي‌كنيم و چه از ما مي‌خواهند.

چه مي‌كنيد تا توپ هم نتواند از روي آنتن تكان‌تان بدهد؟

نمي‌توانم چنين ادعايي داشته باشم. هيچ چيز مشخص نيست. شايد همين امروز كه به سمت خبر مي‌روم آخرين بارم باشد.

توپ فوتبال چطور؟

[مي‌خندد] فوتبال را خيلي زياد دوست دارم، البته در حد پيگيري و تماشاي مسابقات! تنيس و بسكتبال هم مخصوصا اگر NBA باشد را دنبال مي‌كنم، اما ورزشي كه به صورت حرفه‌اي انجام مي‌دهم فوتسال است كه بالاخره شاخه‌اي از فوتبال مي‌شود.

پس با شورت و پيراهن ورزشي هم عكس داريد؟

[مي‌خندد] بله. اين طعنه را اهالي پيشكسوت فوتبال براي جوان‌ترهايي كه گاهي به پر و پايشان مي‌پيچند به كار مي‌برند، لذا اگر جايي بخواهم از كسي انتقاد كنم از اين بابت نمي‌ترسم! چون هم با شورت و پيراهن ورزشي عكس دارم و هم با لباس تكواندو. قبلا تكواندو هم كار مي‌كردم.

كمربندتان چه رنگي بود؟

زرد يا سبز. درست يادم نيست.

اين كه مي‌گويند گوينده ورزشي خوب كسي است كه علاوه بر ساير مهارت‌‌ها، در حوزه تخصصي‌اش هم داراي ديدگاه و زمينه فعاليت باشد را قبول داريد؟

بطور قطعي نمي‌توان گفت. خيلي‌ها به مدرك تحصيلي من گير مي‌دهند و مي‌گويند تو كه مكانيك خوانده‌اي چرا گوينده شدي؟ اما به نظر من تحصيل، شرط كافي براي تخصص نيست. تخصص مي‌تواند در پيگيري ماجرا يا به قول شما داشتن ديدگاه در آن حوزه باشد.

مگر منتقدان سينما خودشان كارگردان و هنرپيشه‌اند؟ در همين ورزش، خيلي از مربيان بزرگ مثل اريكسون يا خوزه مورينيو سابقه درخشان بازي فوتبال ندارند. براي به موفقيت رساندن ديگران نيازي نيست كه حتما خودت موفق بوده باشي بنابراين يك گوينده ورزشي خوب قبل از همه اينها بايد دغدغه ورزش را داشته باشد و دائم در جريان رويدادها قرار بگيرد.

چه بايد كرد تا بيننده خبرهاي ورزشي كه اتفاقا مخاطب غريبه‌اي هم نيست صرفا به چشم يك تفريح به آن نگاه نكند و بود و نبود گوينده برايش مهم باشد؟

خبر يعني وثوق؛ يعني يك منبع قابل استناد كه نمي‌توان از زندگي هيچ‌كس حذفش كرد. حتي آنها كه ادعا مي‌كنند بواسطه دسترسي به اينترنت يا رسانه‌هاي مكتوب، احتياجي به برنامه‌هاي خبري ندارند هم به محض اين كه راديو يا تلويزيون در دسترس‌شان قرار گيرد سراغ اخبار مي‌روند چون خوب مي‌دانند هميشه يكي هست كه خبرهاي گل‌درشت را سوا شده كف دستشان بگذارد. خبر، جزئي از زندگي ماست و همه ما دوست داريم بدانيم دور و برمان چه اتفاقي مي‌افتد. در پاسخ به قسمت دوم سوالتان هم بايد بگويم در درجه اول، گوينده بايد سعي كند تا همواره در جريان ريزترين اتفاقات قرار داشته باشد و بداند در ورزش چه مي‌گذرد تا اگر با پرسشي مواجه شد بتواند صاحبنظرانه پاسخ بدهد در غير اين صورت هر كسي مي‌تواند به راحتي جايش را پر كند. مطمئن باشيد اگر يك مجري يا گوينده، مطلع باشد و به‌گونه‌اي حرف بزند و اجرا كند كه دلنشين مردم شود قطعا بود و نبودش فرق
خواهد كرد.

با اين همه، ميزان علاقه‌مندي مردم به خبرهاي ورزشي با خبرهاي سياسي برابري مي‌كند؟

به هيچ عنوان. از كلمه سياست، بار سنگيني دريافت مي‌شود لذا خبرهاي سياسي نيز بعضا با ذهنيت‌هاي خاص ديده مي‌شوند و خيلي قوي باعث بالا و پايين شدن احساسات مردم مي‌گردند. به عنوان نمونه وقتي گوينده خبر عمومي، وقوع زلزله‌اي را اعلام مي‌كند تاثير عميقي بر جامعه مي‌گذارد كه تبعات زيادي به دنبال دارد، اما خبر برد و باخت فلان تيم یا ورزشكار، جز طبقه‌اي خاص از هواداران، بقيه را درگير نمي‌كند. خبرهاي ورزشي به قول فرنگي‌ها Fun است و همان طور كه از اسمش پيداست، جزو خبرهاي سرگرمي است، البته نه هر نوع سرگرمي زيرا مسابقه محله هم سرگرمي است. خبر ورزشي تنها گونه ژانر سرگرمي است كه سنديت دارد و مي‌توان با قطعيت راجع به آن سخن گفت.

خوبي خبرهاي ورزشي به چيست؟

همين جنبه سرگرمي و تفريحي كه دارد باعث مي‌شود بيننده با علاقه مضاعفي پيگير اين بخش خبري باشد.

و براي گوينده‌هايش؟

من گوينده اگر اشتباهي بكنم، سوتي يا گافي بدهم و تپقي بزنم به راحتي با يك خنده، جمعش مي‌كنم چون مي‌دانم به كسي برنمي‌خورد اما در ساير خبرها كوچك‌ترين حالت چهره، برداشت‌هاي خاص و متفاوتي در پي دارد و گوينده بايد به شدت مراقب باشد.

اما درباره اخبار ورزشي و نوع اجراي گوينده‌اش نيز گاهي حرف و حديث‌ها و برداشت‌هايي پيش مي‌آيد كه جمع كردنش خيلي هم راحت نيست.

به نكته خوبي اشاره كرديد. گاهي اوقات، كساني كه كار ما را از بيرون مي‌بينند كم و كاستي‌ها را عمدي مي‌پندارند و فكر مي‌كنند چون فلاني مثلا استقلالي يا پرسپوليسي است نمي‌خواهد فلان خبر روي آنتن برود.

در حالي كه اين حرف‌ها واقعا معني ندارد. تمام بچه‌هاي تحريريه ما از رنگ‌ها عبور كرده‌اند لذا از همه مردم مي‌خواهم كه جهت‌دهي شده به خبرهاي ورزشي نگاه نكنند و نگويند فلان تيم گل زد و گوينده خنديد يا اين مدال را با قاطعيت اعلام نكرد و ... البته اين را قبول دارم كه هيچ‌كس كامل نيست و هرلحظه ممكن است اشتباه كند، بنابراين اگر خطايي ديدند ما را ببخشند.

چرا در خبرهاي ورزشي با چينش متوازني از اخبار مواجه نيستيم و صدرنشيني فوتبال تمامي ندارد؟

در حال حاضر فوتبال ورزش اول دنيا و ورزش محبوب ايران است و ما بايد تابع خواست عمومي جامعه باشيم و با احساسات مردم جلو برويم لذا هرقدر هم بخواهيم به ساير ورزش‌ها بپردازيم باز به قول شما فوتبال صدرنشين مي‌شود و كاري هم نمي‌توانيم بكنيم.

و اين يعني تسليم محض مخاطب شدن كه نتيجه‌اي جز دميدن در آتش اشتياق مردم ندارد.

اين طور نيست چون در دهه 60 و قبل از آن هم كه از پخش مستقيم بازي‌ها و برنامه‌هاي ورزشي و تحليلي فوتبال‌محور خبري نبود، مردم طرفدار اين رشته بودند. شايد اين حرف شما درباره نسل جديد درست باشد اما علاقه پدر من به فوتبال قطعا تقصير رسانه‌ها نيست.

پدرتان هم طرفدار دوآتشه فوتبال است؟

بله.

چرا از ورزش بانوان اين قدر كم‌خبر و حتي بي‌خبريد؟

بي‌خبر نيستيم اما بي‌تعارف بايد بگويم عدم پخش پاره‌اي از خبرها، علت‌هاي ديگري دارد. مملكت ما اسلامي است و هر تصويري را نمي‌توان پخش كرد. پاره‌اي ديگر هم به عملكرد بد وضعيت خود و روابط‌عمومي‌شان بازمي‌گردد. روابط عمومي فدراسيون‌ها نقش بسيار مهمي در ديده شدن خبرهايشان دارند.

خبر را واقعيت‌ها مي‌سازند يا علاقه‌مندي مخاطب؟

خبر را قطعا واقعيت‌ها مي‌سازند اما گزينش آنچه از انبوه خبرها روي آنتن مي‌رود مي‌تواند براساس علاقه‌مندي مخاطب باشد.

اين خوب است يا بد؟

مي‌تواند خوب باشد. مردم دوست دارند بيشتر از فوتبال بشنوند؛ خبرها را با تصاوير مهيج ببينند و ... قبول دارم كه بايد به همه رشته‌هاي ورزشي و مسابقاتي كه در گوشه و كنار اين مملكت برگزار مي‌شود بپردازيم اما كيفيت و جذابيت تصويربرداري هم بايد به گونه‌اي باشد كه بيننده را با خود همراه كند.

تماشاي مسابقات فوتبال براي مردم لذتبخش است، چون علاوه بر محبوبیت اين ورزش در ثبت و ضبط لحظات آن نیز از تكنولوژي‌هاي روز مثل دوربين عنكبوتي و ... استفاده مي‌شود. متاسفانه همين دوربين در استاديوم آزادي معلق و رها شده مانده و این درحالی‌است که معمولا كيفيت تصويري مسابقات داخلي با نمونه‌هاي مشابه خارجي اصلا قابل مقايسه نيست بنابراين بايد تكاني به خودمان بدهيم، براي مخاطب ارزش قائل شويم و كارمان را به سطح مطلوبي براي ديده شدن برسانيم. البته اين را هم فراموش نكنيد كه رسانه يك چيز وارداتي است و اصلا كلمه‌هاي راديو و تلويزيون، خارجي هستند.

جبر و طبيعت رسانه را ما درست نكرده‌ايم. اين پديده، آن‌ور آب اختراع شده و ما در تلاشيم تا براساس شرع، فرهنگ، عرف و اخلاقمان آن را بومي‌سازي كنيم كه خب مستلزم و مشمول گذرزمان خواهد بود.


فكر مي‌كنيد درست و حساب شده در مسير بومي‌سازي گام برداشته‌ايم؟

خيلي جاها بله. به عنوان مثال، مجريان و گويندگان شبكه‌هاي خبري آن‌ور آب ـ مخصوصا آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها ـ سلام نكرده حرفشان را آغاز مي‌كنند و همديگر را به اسم كوچك صدا مي‌زنند. حتي مهماناني كه به استوديو يا پشت خط ارتباطي برنامه مي‌آيند هم در هر جايگاه و مقامي كه باشند از اين قاعده مستثني نيستند و همين طور مورد خطاب قرار مي‌گيرند. اين شيوه‌ها براي آنها جاافتاده و پذيرفتني است، اما ما هرگز نمي‌توانيم سلام را از فرهنگمان حذف و هر چه آنجا هست را عينا طرف پياده كنيم.

اما اين ايده و سبك اجرايي الگو گرفته شده از طرف آب كه گوينده‌هاي پيشكسوت خبر شما را به اسم كوچك مورد خطاب قرار مي‌دهند درست بومی‌سازی نشده و نچسب از كار درآمده است.

در اين مورد با شما موافق نيستم زيرا شيوه جديد خبرخواني به سمت داستان‌گويي و صميميت بين گوينده‌ها پيش مي‌رود و اين بد نيست كه مثلا آقاي حسين‌زاده بگويند: «اخبار ورزشي با حميد محمدي، خب چه خبر حميد؟» به هر حال سن و سال، كسوت و سابقه كاري‌ ايشان خيلي بيشتر از من است.

مشكل ما با شيوه جديد خبرخواني نيست كما اين كه همين سبك در مجله خبري 19/15 به دليل يكدستي برنامه و هم‌سن و سال بودن مجري و خبرنگارانش خيلي خوب درآمد و با اقبال مواجه شد، اما در بخش‌هاي مشروح، صميميت يكباره و بي‌مقدمه گوينده اصلي كه تا چند لحظه قبل خيلي رسمي خبرها را اجرا كرده، توي ذوق مي‌زند؟

تا حالا توي ذوق خودم نخورده چون آقاي حسين‌زاده معمولا در تحريريه هم مرا حميد جان صدا مي‌كند.

با اين همه اگر نخواهيم به همين پسوند (جان)‌ و نظاير آن كه ادب و احترام ايراني را مي‌رساند و بيانگر صميميت بيشتر نيز هست، كاري داشته‌ باشيم، بايد قبول كنيم كه اين شيوه صدا زدن مي‌تواند خبر را از ريتم بيندازد و باعث پس زدن مخاطب شود.

حق با شماست. اين مشكل بزودي حل مي‌شود زيرا قرار است همديگر را به همان نام خانوادگي و با پيشوند (آقا)‌ صدا بزنيم.

براي خودتان تكراري نشده‌ايد؟

نه. اصلا.

تعداد گويندگان اخبار ورزشي سيما را كافي مي‌دانيد؟

نه. من، حامد غفاري و دوستان ديگر خيلي زياد روي آنتن ديده مي‌شويم و بايد به مخاطب استراحت و تنوع بيشتري بدهيم. در اين مدتي كه من سربازي بودم، هم خيلي به حامد فشار آمد.

اوايل بهمن سال قبل هم كه خبر ورزشي 45/18 شبكه 3 با اجراي آقاي حسين‌زاده روي آنتن رفت خيلي‌ها به طعنه و كنايه گفتند حتما گوينده كم آورده‌اند و... ماجرا از چه قرار بود؟

آن روز به دليل پخش زنده مسابقه فوتبال، ساعت خبر تغيير كرد و قرار بود بين دو نيمه بازي روي آنتن برود، منتها گوينده‌‌اي كه بايد خبرها را مي‌خوانده، نمي‌دانسته است كه شيفت دارد لذا وقتي از پخش با او تماس مي‌گيرند، مي‌گويد من خيلي دورم و نمي‌رسم.

از آنجا كه هيچ‌ گوينده ورزشي ديگري هم در تحريريه نبوده آقاي حسين‌زاده پيشنهاد مي‌دهند كه خبرها را خودشان بخوانند. جالب است بدانيد كه ايشان فعاليت در سازمان را ابتدا با اخبار ورزشي آغاز كردند، سپس به ساير بخش‌ها رفتند لذا با شيوه و فضاي كار بيگانه نبودند، اما به دليل آن كه اين اتفاق خيلي غيرمنتظره به وقوع پيوست و فرصت تمرين كافي وجود نداشت، نتيجه كار آن طور كه بايد و شايد قابل قبول نبود و سر و صداي خيلي‌ها را درآورد.

آدم شكاكي هستيد؟

اصلا. آدم شكاكي نيستم و خيلي راحت به همه اعتماد مي‌كنم.

تا امروز به صحت خبرهايي كه براي اجرا در اختيارتان گذاشته مي‌شود، شك كرده‌ايد؟

خيلي‌ها در كوچه و خيابان اين مساله را از من مي‌پرسند. حتي گاهي حرف‌هايي مطر ح مي‌كنند كه به طرز مشمئز‌كننده‌‌اي خنده‌دار است. آنچه درباره اخبار هواشناسي گفته مي‌شود را كه از ترس تعطيلي، دماي واقعي هوا را اعلام نمي‌كنند، همه شنيده‌ايم و من نمي‌فهمم اين همه شك چه دليلي مي‌تواند داشته باشد. در خبرهاي ورزشي، شك هيچ معنا و مفهومي ندارد. مگر مي‌توان تيم برنده را بازنده اعلام كرد يا نتيجه به دست آمده را تغيير داد!

درباره خبرهايي كه از منابع خارجي و خبرگزاري‌ها نقل قول مي‌كنيد، هم به همين اندازه مطمئنيد؟

تا مطمئن نشويم، خبري را روي آنتن نمي‌بريم، اما برخي خبرگزاري‌ها را واقعا بايد به ديد شك نگريست، خبرگزاري نيز مثل روزنامه بشدت دوست دارد ديده شود تا همه،‌ خبرهايشان را از او بگيرند لذا برخي خبرهاي جنجالي و بعضا كذب هم در برخي خبرگزاري‌ها پيدا مي‌شود و در اين زمينه بايد خيلي دقت كرد.

يادم مي‌آيد يك‌بار از قول آقاي ساكت، مديرعامل سابق باشگاه سپاهان اصفهان، خبري را كه يكي از خبرگزاري‌هاي داخلي منتشر كرده بود اعلام كردم، اما بلافاصله پس از پايان خبر ايشان تماس گرفتند و تكذيب كردند و ما نيز در بخش‌هاي ديگر خبر، آن را اصلاح كرديم. همين چند وقت قبل هم كه با مجتبي محرمي، بازيكن سابق پرسپوليس صحبت مي‌كردم، دل پري از خبرنگارها و رسانه‌هاي ورزشي داشت و مي‌گفت: خبرنگاري با من تماس گرفت و گفت جواد خياباني در حين گزارش بازي ايران و مالديو از دفاع چپ‌هاي خوب و بيادماندني ايران صحبت كرد اما نامي از شما به ميان نياورد! با خونسردي پاسخ دادم. خب چيكار كنم؟ برم بزنمش؟!... روز بعد در كمال حيرت و تعجب، روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها از قولم نوشتند محرمي گفت «اگر خياباني را ببينم كتكش مي‌زنم!»

متاسفانه اين افتضاح‌ها آبروي خبر و خبرنگاري را در ايران خواهد برد و به همين دليل نيز ما كمتر از نقل قول‌هاي وطني در خبرهايمان استفاده مي‌كنيم.

چرا در تورنمنت‌هاي خارجي كم پيداهستيد؟

در تمام دنيا مرسوم است كه گوينده‌هاي بخش‌هاي مهم خبري‌شان را براي پوشش رويدادهاي برون‌مرزي روانه كنند تا چيزهاي بيشتري بياموزند و پخته‌تر شوند. در ايران، شبكه خبر از اين قاعده پيروي مي‌كند و گوينده‌ها و خبرنگاران تخصصي هر حوزه را به تورنمنت‌هاي خارجي مي‌فرستد، اما مخابره رويدادهاي مهم سياسي و ورزشي براي پخش اخبار سيما كه شبكه‌هاي يك تا پنج را شامل مي‌شود، به‌عهده گزارشگران واحد مركزي خبر است البته جابه‌جايي‌هايي نيز وجود دارد و مثلا مي‌بينيد آقايان حسيني باي، دلاوري و دوستاني كه كمتر در ورزش فعال بوده اخيرا برای پوشش های خبری سیاسی یا اجتماعی انجام داده اند لذا حضور در عرصه های بین المللی دست خودمان نیست وتابع سیاست های واحد مرکزی خبر هستیم

فکر میکنید سیاست درستی باشد ؟

بدون هیچ محافظه کاری وواهمه ای باید بگویم خیر .زیرا برای هرکاری باید سراغ متخصص رفت تا حداقل بداند میخواهد چه کند

خبری که برای انتشار منتظر شما نماند؟

خبر قتل مرحوم روح الله داداشی (قوی ترین مرد جهان)که چون درساعات اولیه حادثه واقعا"نمیدانستیم جریان از چه قرار است منتظر استعلام پلیس ماندیم و روز بعد آن را اعلام کردیم و در تمامی بخش های خبریمان پوشش دادیم

خبرهارا اجرا میکنید یا اعلام؟

سعی میکنم اجرا کنم

موفق بوده اید ؟

"کار با سعی است نی با ادعا"من نباید بگویم خوبم یا بدم .انها که می بیننم نظر بدهند

کلمه خبر برای شما مترادف  نام کدام گوینده است ؟

آقای حیاتی

تا به حال فرصتی  دست داده که نظر ایشان را راجع به خبر خوانی تان بپرسید؟

آن اوایل که تازه وارد خبر شده بودم ،یک بنده خدایی توصیه کرد چون آرا وعقاید متفاوت است .نظر هرکس را نشنو که سردر گم میشوی ،بنابراین سعی کردم بیشتر از صاحب نظرانی مثل آقایان حیاتی،حسین زاده،ذکایی ناظمی.معصومی که درنحریریه یخودمان بودن واستاد مسعود اسکویی (گوینده با تجربه رادیو)وعادل فردوسی پور سوال کنم

نظر عادل چه بود؟

یکی از قوی ترین مشوق هایم،عادل فردوسی پور بود

و نظر شما راجع به او و نود؟

همه میتوانند سعی کنند از آنچه هستند خوب تر شوند،زیرا هیچ کس هیچ وقت کامل نیست .نقاط قوت عادل،بیشتر است ودر واقع باید گفت نقاط ضعفش انقدر کمرنگ است که به حاشیه میرود

خواب خبر خوانی هایتان را هم می بینید ؟

خیلی زیاد؛حتی بعضی وقت ها خوابم به کابوس درگیر افتادن در ترافیک ونرسین به خبر تبدیل میشود

و آخرین باری که واقعا خواب ماندید وبه خبر نرسیدید؟

همین 3-4هفته پیش بود که خواب ماندم و به خبر30/6بامدادنرسیدم و 5هزارتومان جریمه شدم

یعنی در آن ساعت خبر ورزشی خواند نشد؟

من فقط 5دقیقه دیر رسیدم .اما اقای صادقی محبت کردند وبه جای من خبرهارا خواندند.یادم میاید اردیبهشت پارسال هم میخواستم خودم را به بخش خبری 45/18برسانم که در بلوار چمران با ترافیک وحشتناکی مواجه شدم

ولذا ماشینم را به پلیس سپردم وبا موتور سیکلت راهی سازمان شدم وبا مشکلی بود 3دقیقه مانده به شروع خبر به تحریریه رسیدم وباعجله به استودیو رفتم وخبرهارا خواندم .خوشبختانه هیچ مشکلی هم پیش نیامد .البته آن روز از خانه پیگیر خبرهای بودم ومیدانستم چه اتفاقی رخ داده

پس سابقه زیادی در نرسیدن و جا ماندن دارید ؟

نه .سابقه ام زیاد نیست مرا این جوری معرفی نکیند منزل من درکرج است وگاهی اوقات بار ترافیکی اتوبان تهران-کرج چنان سنگین میشود که مسیر 30-35دقیقه ای همیشگی را در دو و نیم ساعت طی میکنم

از این به بعد تصویر شما را در شبکه آماده افتتاح ورزش خواهیم دید؟

نه ،اصلا.چون تفکیک قائل میشوند ویکه گوینده خبر حتی نمیتواند مجری برنامه های ورزش مرتبط با کارش باشد وفقط باید گوینده بماند .ازآنجا که درحال حاضر به لطف شناور بودن خبرها به جز شبکه خبر درهمه شبکه ها هستیم ،قطعا"از من استفاده نمیکنند

پ.ن.1.از روزنامه نگارا میخوام که یهو جو گیر نشن به خاطر اینکه آقای محمدی داشت در مورد آقای حیاتی صحبت میکرد بعد روزنامه نگار پرسی نظر ایشون در موردتون(یه چی تو همین مایه ها) که اقای محمدی گفتن من از صاحب نطرانی چون آقایان حیاتی....و عادل فردوسی پور نظر خواهی کردم که روزنامه نگار تا اسم آقای فردوسی پور را شنید از این شاخه با آن شاخه پرید و جواب سوالش را نگرفت و خود هم نفهمید

پ.ن.2.فقط بشنوم کسی میگوید غلط املایی داری یا خطش بد است خودم جفت پا میرم تو شکمش ،گفتم که نگید نگفتی

+ نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 و ساعت 17:47 |